تبلیغات
زبان لکی و فرهنگ مردمان آن - ساختمان کلمه در زبان لکی 1
زبان لکی و فرهنگ مردمان آن
السلام علی المهدی الذی وعد الله به الامم عن یجمع به الکلم
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
علی ایوتوندی(ایتیوندی)
منتشر شده در دو هفته نامه ی آساره : شماره 1 و 2 و 3
 

 تیپ زبانی زبان لکی
 زبان شناسان زبان‌های دنیا را به سه گروه تقسیم کرده‌اند:
1.      زبان‌های یک‌هجایی تغییر نا‌پذیر؛ یعنی با پس و پیش کردن ریشه‌ی کلمات، حالات آنها در جمله ظاهر می‌گردد، ولی ریشه‌ی کلمات تغییرناپذیر است. مانند: زبان چینی.
2.      زبانهای یک‌هجایی جوش‌خوردنی (التصاقی)؛ یعنی برای مفاهیم فرعی هجاهایی بر ریشه‌ی اصلی کلمات می‌افزایند ولی ریشه‌ی کلمات تغییر ناپذیر است، مانند زبانهای ژاپنی، مکزیکی، استرالیایی، ترکی و ... .
3.      زبانهای پیوندی (اشتقاقی، ترکیبی)؛ یعنی ریشه‌ی کلمات تغییرپذیرند و برای مفاهیم جدید می‌توانند ریشه‌ را تغییر دهند یا وندهایی به ریشه‌ی کلمات بیافزایند، به مانند، زبانهای حامی و سامی و زبانهای‌ هندو اروپایی.
زبان لکی را می‌توان یک زبان تصریفی-التصاقی تعریف کرد، به این معنی که در زبان لکی هم می‌توان ویژگی‌های یک زبان تصریفی را یافت و هم ویژگی‌های یک زبان التصاقی.
در تیپ زبان های تصریفی هم کلمات دستخوش تغییر می شوند و کلمات جدید بوجود می آورند و هم از وندها، یعنی پیشوندها، میانوندها ، پسوندها استفاده می شود. بهترین مثال برای این تیپ زبانی خانواده زبان‌های هند و اروپایی و از جمله زبان فارسی است. تغییر و یا صرف کلمه در بیشتر زبان های هند و اروپایی (بجز زبان آلمانی) از بزرگتر شدن بیش از کلمات جلو گیری کرده و به یک اصل اقتصاد در زبان شناسی جامه عمل می پوشاند. مثلا: به اشکال مفرد و جمع کلمات در زبان انگلیسی و لکی توجه کنید:
لکی
انگلیسی
جمع
مفرد
جمع
مفرد
قولَل
قول
Feet
foot
پیآل
پیا
men
man
حالا اشکال امر و گذشته ساده افعال در دو زبان فارسی و لکی را با هم مقایسه می کنیم:
 
فارسی
لکی
امر
گذشته ساده
امر
گذشته ساده
بین
دید
ؤین
دی
رو
رفت
چ
چئ
گو
گفت
وش
وِت
شین
نشست
نیش
نیشت
زَن (بزن)
زَد
ئ : بِئ (بزن)
دآء
رَس
رسید
رَس
رَسی
چنانکه ملاحظه می شود در زبان لکی به مانند زبان فارسی اسم و فعل تغییراتی را متحمل می شوند، اما هنگامی که حالتی را بر خود بپذیرد ، فعل و اسم در زبان لکی تنها متحمل پذیرفتن پسوند و یا پیشوند می‌شود.
فارسی
لکی
حالت فاعلی
حالت مفعولی
حالت فاعلی
حالت مفعولی
تو رفتی.
تو را برد.
تو چین.
تو بردئ. (تو بِرد)
تو زدی.
تو او را زدی.
تو دآت.
تو داینیَأرِن.
تو گفتی.
تو به او گفتی.
تو وِتِت.
تو وِتته بئن.
تو می روی.
تو به آنجا می روی.
تو مَچین.
تو مَچینإرئ وِره.
او سوار شد.
او سوار بر اسب شد.
سُوآر بی.
سُوآرأر اَسپ بی.
علی صدا زده شد. (نایب فاعلی)
علی به دفتر صدا زده شد.
علی خوأنِریایا
علی خوأنریارِئ دَفتر
او خواهد آمد.
او از هجران به وطن خواهد آمد.
آؤ مایا
آؤ اِ هجرون اِرِئ وَطَنَه مایا.
خانه آوار شد.
باران خانه را آوار کرد.
ماله رِمیارِرآ
وارون ماله رِمونیایِرآ
کوه منفجر شد.
آنها کوه را منفجر کردند.
کؤ تُوقیاوآ
کؤون تُوقونیآوآ
علی آمد(در آن زمان).
علی در ان زمان کافران را بر جای خود نشانید.
علی هَتیایا
علی کافرَل نیشتونیاویارا
علی آمده بود(در آن زمان).
علی در آن زمان کافران را کشته بود.
علی هَتیاویایا
علی کافِرَل کوشتیاویایا.
و می بینیم که در زبان لکی فعل و اسم در هنگام پذیرفتن حالتی دچار تغییرات اساسی نمی‌شود و تنها پسوندی یا که پیشوندی را می پذیرد. لذا اگر از ریشه کلمات صرفنظر کنیم با توجه به این نکته که در استفاده از پسوندها از نظر تعداد هیچ محدودیتی وجود ندارد کلمات بزرگی بوجود می‌آیند که طول بعضی از کلمات حتی به یک سطر هم می رسد:
·        اِرانیشتؤی‌نیانیه‌سِرا (erânïštünyâkyaserâ) : آنها را بر زمین نشانیده است. (اِرا (وند متعدی ساز) نیشت (فعل لازم)، ؤی(وند نقلی گذشته)، ین (وند ضمیر)، یا (وند مجهول ساز)، نی(وند جمع)، َه(نقلی ساز)، س(گذشته ساز)،-ِرا(وند مفعول رایی).)
بنابراین می توان بیان داشت که زبان لکی دارای ویژگی‌های زبان‌های تصریفی و هم چنین التصاقی است که البته می‌توان گفت که لکی در بیشتر ساختار خود، یک زبان تصریفی است اما در برخی گویش‌های زبان لکی به مانند "ایوتوندی" می‌توان رگه‌هایی از زبان های التصاقی پیدا نمود.ترکیب اسم در زبان لکی
از آنجا که‌ در ترکیب‌ حداقل‌ دو واژه‌ به‌ هم‌ می‌پیوندند و یک‌ واژه‌ مرکب‌ می‌سازند و شمار واژه‌های‌ هر زبان‌ بسیار زیاد است‌، این‌ فرایند زایاترین‌ روش‌ واژه‌سازی‌ است‌. به‌ بیان‌ دیگر، به‌ رغم‌ آنکه‌ شمار فرایندهای‌ ترکیبی‌ کمتر از فرایندهای‌ اشتقاقی‌ است‌، به‌ دلیل‌ کثرت‌ امکانات‌ جانشینی‌ در هر فرایند، زایایی‌ فرایندهای‌ ترکیبی‌ بسیار است‌.
در زبان‌ لکی‌ بیش از 40 ساختار ترکیبی‌ وجود دارد، که‌ در زیر شماری از آنها را فهرست‌وار همراه‌ با مثالهایی‌ آورده‌ایم‌. بدیهی‌ است پرداختن و  تحلیل‌ نحوی‌ و معنایی‌ این‌ ساختارها در این‌ مختصر میسر نیست‌ و باید در کتابهای‌ مفصل‌ دستور زبان انجام‌ گیرد.
·        اسم‌ + اسم‌ : گادَم ، لِچ سَگ
·        اسم‌ + صفت‌ فاعلی‌ : دَم بَسیا
·        اسم‌ + ستاک‌ حال‌: سینگَر ، دِلگیر
·        اسم‌ + صفت‌ : سَگ آوی ، مِرخآوی ، مِل دُرّ
·        اسم‌ + ستاک‌ گذشته‌ : دَم بَسِریا
·        اسم‌ + همان‌ اسم‌ : پَل پَل ، دَم دَم ، گَل گَل
·        اسم‌ + اسم‌ + ی‌ : چولِباسی
·        فعل‌ امر + فعل‌ امر(مثبت‌ یا منفی) : بُورئ بِچُو
·        اسم‌ + ستاک‌ حال‌ + -َک‌ : مؤی هورَک
·        اسم‌ + صفت‌ مفعولی‌ : دَس نؤیسیا
·        صفت‌ + اسم‌ : سئ رؤی ، کَم آو
·        ضمیر مشترک‌ + ستاک‌ حال‌ : وِژآشار
·        عدد + اسم‌ : هِزارچُو
·        قید + ستاک‌ حال‌ : دؤیرگیر
·        صفت‌ + ستاک‌ حال‌ : تَل گیر
·        صفت‌ + صفت‌ : کَم پیآ
·        قید + صفت‌ : دیردیاری، دیرپیا
·        عدد + اسم‌ + ه‌ : دو تَختَه
·        حرف‌ اضافه‌ + اسم‌ و صفت‌ : اِ گیون سئر
·        اسم‌ + حرف‌ اضافه‌ + اسم‌ : چَم آؤ رئ
·        صفت‌ حالیه‌ + همان‌ صفت‌ اولیه‌ : کَم کَم ، گَلَه گَلَه
آنچه‌ در بالا آوردیم‌ شماری از ساختارهایی‌ بود که‌ از رهگذر آنها واژه‌ مرکب‌ (اسم‌، صفت‌، قید) ساخته‌ می‌شد.
در زبان لکی‌ از طریق‌ اشتقاق‌ نیز واژه‌سازی‌ صورت‌ می‌گیرد. اشتقاق‌ سه‌ نوع‌ است‌:
 ۱ ـ اشتقاق‌ از طریق‌ وندافزایی‌ که‌ پربسامدترین‌ نوع‌ اشتقاق‌ است‌؛
 ۲ ـ اشتقاق‌ صفر یا تغییر مقوله‌؛
۳ ـ اشتقاق‌ معکوس‌
در زبان‌ لکی‌ امروز برای‌ ساختن‌ اسم‌ و صفت‌ و قید و فعل‌ در حدود 90 وند اشتقاقی‌ وجود دارد. در اینجا شماری از این‌ وندها را در قالب‌ ساختارهایی‌ که‌ به‌ کار می‌روند فهرست‌وار ذکر می‌کنیم‌.
·        اسم‌ + ی‌ : دَمی ، دَسی
·        اسم‌ فاعل‌ + ی‌ : مِرخداری ، چَه کِنی
·        اسم‌ + گر : آسِنگَر ، سینگر ، خُمگر ،
·        اسم‌ + چی‌ : شِکارچی ، کِشک چی
·        اسم‌ + کار : گَچ کار ، سنگ کار
·        اسم‌ + بنی‌ : دَسَه بَنی
·        اسم‌ + باز : شِمشئرباز ، دمباز
·        اسم‌ + گه : مالگه ، دالگه
·        اسم‌ + دون‌ : خُوآدون ، چی دون
·        اسم‌ + دار : چَم دار ، دس دار ، پادار
·        اسم‌ + -َک : تئخَک ، ریشَک‌
·        اسم‌ + ون‌ : چِنارون ، برارون
·        اسم‌ + ون : گَراوَن ، ایوتون
·        اسم‌ + ال‌ : چِنال ، گنال ، راسال
·        اسم‌ + سار : کؤسار ، سنگسار
·        صفت‌ + ی‌ : گَنی ، خویی ، چویی
·        صفت‌ + بازی‌ : لات بازی ، شابازی
·        صفت‌ + ه‌ : ساؤزه ، سؤره ، کاوه
·        صفت‌ + یت‌ : خوییَت ، گنیت ، خاصیت   
·        صفت‌ + ـ ِ شت‌ : نَرمِشت ،
·        ستاک‌ حال‌ + اک‌ : هوراک
·        ستاک‌ گذشته‌ + ار : کِردار
·        ستاک‌ گذشته‌ + مون‌ : سازمون
·        ستاک‌ گذشته‌ + ـ ِ ن‌ : وِتِن ، هَتِن
·        عدد + ه‌ : هفتَه ، هشته ، چواره ، سإءَ
·        اسم‌ + ونه‌ : یارونه ، زَمونه ، لمونه ، دمونه
·        اسم‌ + ـ َ کی‌ : آوَکی ، شاؤَکی
·        ستاک‌ حال‌ + ا : سِزا ، گستا ، کلا ، پلا
·        ستاک‌ گذشته‌ + یا :‌ سِزیا ، گِستیا ، کلیا ، پلیا
·        اسم‌ + ناک‌ : گَرمِناک ، خئزِناک
·        اسم‌ + ین‌ : رنگین‌ ، خمین ، تَمین ، چَمین
·        اسم‌ + گونا : گنِمگونا‌ ، روسم گونا
·        اسم‌ + واره : گوشواره
·        اسم‌ + وَش : گَنوَش‌ ، راسوَش ، خاصوَش
·        صفت‌ + کار : خلاف‌کار ، گَنَه کار
·        ستاک‌ گذشته‌ + ار : خریدار ، گِلار ، کِلار
·        عدد ترتیبی‌ + ی‌ : سإِمی‌، چوارمی ، دَهءِمی ، بیسِمی
·        اسم‌+ ـ َ کی‌ : زورکی‌، خرکی‌ ، دومَکی ، شاؤَکی ، آوَکی ، لاوَکی
ساختارهای‌ پیشوندی‌:
·        وَه‌ + صفت‌ + ی‌ : وه‌ خویی‌ ، وه گَنی ، وه خاصی ، وه راسی
·        با + اسم‌ : بابَفا ، بادِل ، باسواد ، بااداؤ
·        بئ‌ + اسم‌ : بئ خم‌ ، بئ دل ، بئ کَس ، بئ نظم ، بئ خِش
·        نا + اسم : ناهومید
·        هُم‌ + اسم‌ : هم‌ریش‌، همدس ، همکار ، همجا ، همدل
·        نا + صفت‌ : ناپاک‌ ، ناکس ، ناخاص ، نا راس
·        هُم‌ + ستاک‌ گذشته‌ : هُمزا ، همکؤیژ ، همچِرچ
اشتقاق‌ صفر
اشتقاق‌ صفر فرایندی‌ است‌ که‌ در آن‌، بی‌آنکه‌ وندی‌ به‌ واژه‌ افزوده‌ شود، مقوله‌ واژه‌ تغییر کند. مثلاً صفت‌ به‌ اسم‌ یا فعل‌ به‌ اسم‌ تبدیل‌ می‌شود. در لکی‌ این‌ نوع‌ اشتقاق‌ کاربرد فراوان‌ دارد که‌ در اینجا مهمترین‌ انواع‌ آن‌ را ذکر می‌کنیم‌:
تبدیل‌ صفت‌ به‌ اسم‌
این‌ تغییر مقوله‌ پربسامدترین‌ نوع‌ اشتقاق‌ صفر در لکی‌ است‌ و معمولاً هنگامی‌ پدید می‌آید که‌ موصوفِ صفت‌ ، به‌ دلیل‌ کثرت‌ کاربرد یا ویژگی‌های‌ معنایی‌ صفت‌، مشخص‌ باشد. در چنین‌ حالتی‌ دیگر نیازی‌ به‌ ذکر موصوف‌ نیست‌ و صفت‌ به‌ تنهایی‌ می‌تواند نقش‌ اسم‌ را ایفا کند. مثلاً، مشخص‌ است‌ که‌ موصوفِ صفت‌ «دونا(دانا)‌»، انسان‌ است‌. بنابراین‌، وقتی‌ می‌گوییم‌ «دوناله مَزونِن (دانایان می دانند) »، معلوم‌ است‌ که‌ منظورمان‌ آدمهای‌ دانا‌ است‌. بدین‌ قرار، بسیاری‌ از صفتها می‌توانند کاربرد اسمی‌ پیدا کنند.
تبدیل‌ ستاک‌ حال‌ و گذشته‌ به‌ اسم‌
برخی‌ ستاکهای‌ حال‌ و گذشته‌ نیز به‌ اسم‌ تبدیل‌ شده‌اند؛ مانند: کَتِن‌ تومین ، شِکین ، چَمین ، قوتین ، سَنِن ، خِرین ، گیردین و... . این‌ فرایند تاریخی‌ است‌ و بعید است‌ که‌ بتوان‌ در واژه‌سازی‌ عالمانه‌ ستاکهای‌ حال‌ و گذشته‌ جدیدی‌ را به‌ اسم‌ تبدیل‌ کرد.
تبدیل‌ صفت‌ به‌ قید
این‌ فرایند نسبتاً پربسامد است‌ و بسیاری‌ از صفتها را می‌توان‌ بدون‌ افزودن‌ وند به‌ صورت‌ قید به‌ کار برد.
·        شاهین چَنئ خُوه مَزونی!
·        ایرِشت فِرَه خُوَه مَرونی!
·        دُوس فِره خاصِم ، ژه مال دؤیرَیَکَم
تبدیل‌ اسم‌ و صفت‌ به‌ فعل‌
در حدود 30 فعل‌ در زبان‌ لکی‌ وجود دارد که‌ از اسم‌ یا صفت‌ ساخته‌ شده‌اند و در کتابهای‌ دستور، مصدر آنها را جعلی‌ یا تبدیلی‌ یا برساخته‌ خوانده‌اند: مانند فَهمین‌، جنگین‌، تُرشین ، چِرچین‌. باید توجه‌ داشته‌ باشیم‌ که‌ مصدر، خود از مشتقهای‌ فعل‌ است‌ و ستاک‌ حال‌ این‌ افعال‌، فهم‌، جنگ‌ و تُرش‌ ، چِرچ است‌ که‌ در اصل‌ اسم‌ یا صفت‌اند.
اشتقاق‌ معکوس‌
این‌ فرایند زمانی‌ اتفاق‌ می‌افتد که‌ اهل‌ زبان‌ یک‌ صورت‌ زبانی‌ را که‌ از نظر آوایی‌ شبیه‌ یک‌ وند است‌، وند به‌ شمار می‌آورند و با حذف‌ آن‌، واژه‌ای‌ می‌سازند که‌ به‌ مقوله‌ دیگری‌ تعلق‌ دارد. برای‌ مثال‌ لکی‌زبانان‌ واژه‌ «قلعی‌» عربی‌را که‌ در اصل‌ اسم‌ است‌ به‌ قیاس‌ با واژه‌هایی‌ مانند «مِسی‌» و «(لعابی)لیاوی‌»، صفت‌ به‌ شمار آورده‌اند و با حذف‌ «ی‌» از پایان‌ آن‌ واژه‌ «قَل‌(قلع)» را ساخته‌اند.ساختمان کلمات در زبان لکی
در این بخش، از نگاهی دیگر به مقوله ساختار کلمه در زبان لکی‌ می‌پردازیم.
در لکی کلمات به 2 گروه کلی تقسیم می شوند :
1-    کلمات ساده
2-    کلمات هموندیكلمات ساده
كلمه هایی كه به تنهایی و مستقلاً به كار می رود و از نظر نحوی استقلال دارد و وجودش وابسته به كلمه یا كلمات دیگر نیست به عبارت دیگر كلمه هایی كه قابل تقسیم به اجزایی نیستند كلمه های ساده نامیده می شوند.
 مانند: شئوه (چهره) ،  دِل (دل) ،  مئز(میز)،  دار (درخت) ،  هُشگ (خشك) و ... .كلمات هموند (مركب)
 كلمه هایی كه از چند جز ساخته شده اند.
انواع آن : دوگروه کلی می توان تعریف کرد :
1-    کلماتی که از دو یا چند جزء معنی دار ساخته شده اند.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 آذر 1392 :: نویسنده : علی ایتیوندی
شنبه 4 فروردین 1397 07:09 ق.ظ

With thanks! Loads of facts!

cialis daily new zealand online cialis cialis generisches kanada we like it safe cheap cialis purchase once a day cialis cialis herbs cialis from canada comprar cialis navarr cialis savings card we recommend cialis best buy
دوشنبه 28 اسفند 1396 12:47 ب.ظ

Thanks. Plenty of forum posts!

cialis online nederland venta cialis en espaa sialis cialis sans ordonnance cialis generika in deutschland kaufen free generic cialis cialis kaufen bankberweisung where to buy cialis in ontario what is cialis cialis 10mg prix pharmaci
دوشنبه 16 مرداد 1396 06:41 ب.ظ
Hi are using Wordpress for your blog platform?
I'm new to the blog world but I'm trying to get started and create my own. Do you need any
coding knowledge to make your own blog? Any help would be greatly appreciated!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : علی ایتیوندی
نویسندگان
نظرسنجی
نظر خود را در باره تارنما بگویید:








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :