تبلیغات
زبان لکی و فرهنگ مردمان آن - شعری به زبان لکی از شامی کرمانشاهی
زبان لکی و فرهنگ مردمان آن
السلام علی المهدی الذی وعد الله به الامم عن یجمع به الکلم
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

شعر زیر سروده ای از آقای شامی کرمانشاهی است که قبل از انقلاب فوت کردهاند.

و بس كه گردیم دس و بان دس
قرب ئرام نمن چو میوه نارس
جواو سلام نیشنوم له كس
بیكار چو ایمه له ایران فره س
خوش و حال هركس مردیت آسودس
دكتر مصدق تكلیف مان چه س

نیمی له ملت دچار دردن
له صب تا غروب بیكار مگردن
و گسنه یی وینه ی زعفران زردن
مرد مبارز روز نبردن
زر ئرای ئیوس شر ئرای ایمه س
دكتر مصدق تكلیف مان چه س

نیمی له ملت چو گای پرواری
هر خون و خفن له سمن كاری
سرمستن و جام باده بی عاری
همیشه هفت رنگ و سفرشان هس
دكتر مصدق تكلیف مان چه س

ئوشن چل هزار بیكار و پاتخت
عمر گرامی مگذرن و سخت
بی جا و مكان بی لباس و رخت
سه وعده غذا كردن و یی وخت
ئاخر ئوانش هم نوع ئیوس
دكتر مصدق تكلیف مان چه س

یسه چوار روژتر هم زمستانه
زوخال نابوده هیزم گرانه
صدای زیل و بم بفرو بارانه
شقه ی دنان تی چو مسگر خانه
داش! نانوایی نی كفیده دس
دكتر مصدق تكلیف مان چه س

غصه كسادی سفید كرد ریشم
له صوب تا غروب خمیازه كیشم
من وه انتظار مشتری نیشم
بازرس یل هرسات مكن تفتیشم
چه بكم ئرای تلكه ی بازرس
دكتر مصدق تكلیف مان چه س

مشتی زر پرست سكه ی زر شناس
هیچ دینی نیرن غیر از اسكناس
مه مجلس ریا و روضه ی قارداس
تا نشان بین اسپاب و اثاث
یه روضه نیه، یش یی جور حقه س
دكتر مصدق تكلیف مان چه س

سه ماهه حقوق پاسبان شار
نیرسید نیده ی دس طلبكار
مر جرات دیرن بچنه بازار
یه چری آقا! ئو داد كی سركار
دس مایه نیریم حساوكت بار
و دینت قسم نقدو نسیه س
دكتر مصدق تكلیف مان چه س

اوضاع مملكت درهم برهمه
وینه ی زلف یار پر پیچ و خمه
نیمی له ملت دچار غمه
رشته زندگی خیلی محكمه
ورنه و آسان گیان مدن و دس
دكتر مصدق تكلیف مان چه س

دست و پای مردم پیچاسه و هم
گش و كساتی دچارن و غم
له هر كس پرسم ئوشی چه بكم
و گیان شامی هر له كیسه خوم
من ئوشم بخوین تا ئوری كه هس
دكتر مصدق تكلیف مان چه س

و: به
له: از
نمن: نماند
بان: روی، برز: بلندی
تی: می آید
فره س: فراوان است
گردیم: گشتیم
دس: دست
ئرام: برای من
نیشنوم: نمی شنوم
ئیمه: ما
ئرای: برای
سمن كاری: سیمان كاری، خانه محكم
خون یا خن با ضمه: می خورند
خفن: می خوابند
ئوشن: می گویند
ئوانه: آنها، ئوانش: آنها هم
ئیوه: شما
یسه: حالا
روژ: روز
زوخال: زغال
بفر: برف
نی كفیده دس: به دست نمی آید
نیشم: می نشینم
بازرس یل: بازرس ها
هر سات: هر ساعت
مكن تفتیشم: تفتیشم می كنند
یه روضه نیه، یش یی جور حقه س: این روضه نیست این هم یك جور حقه است
شار: شهر
دیرن: دارند
یه: این
چری: صدا می كند
ئوشم: می گویم
بخوین: بخوریم
ئوره: آنجا




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 27 فروردین 1389 :: نویسنده : علی ایتیوندی
چهارشنبه 5 مهر 1396 02:32 ق.ظ
ممنون از وبلاگ خوبتون
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 09:50 ق.ظ
Hello my friend! I want to say that this post is awesome, nice written and come with
approximately all significant infos. I'd like to see extra posts like this .
پنجشنبه 4 مهر 1392 11:24 ب.ظ
با سلام
زبان این شعر لکی نیست
بلکه کلهری است
دوشنبه 12 تیر 1391 06:35 ب.ظ
سلام به شما
یه مطلبی که هست این که به درستی و روشنی ، نمیشه قضاوت کرد که این شعر ، صد درصد لکی سروده شده . همون طور که خودت می دونی ، کوردی کرمانشاهی و لکی ( و حتی لری و هورامی هم ) بسیار به هم نزدیکن . اگه دقت کنین ، این شعر آمیزه ای از کوردی کرمانشاهی و لکی است . به عنوان نمونه ، یکی از فاکتورهای اصلی جداسازی زبان ها و گویش ها ، صرف فعلی است . در این شعر ، برخی فعل ها به صورت صرف در لکی و برخی دیگر به صورت کوردی کرمانشاهی هستن . مثلا « ئوشن » طرز بیان فعل « می گویند » در زبان کرمانشاهی است و صورت فعل لکی از آن می شود « موشن » . اما همین جا شاعر در بیت پایینی ، به صورت صرفی لکی ، بازمی گردد و فعل را به صورت « بی کار مه گه ردن » آورده است . باید گفت در شعرهای قدیمی تر و از جمله اشعار شادروان روشن ضمیر ، شامی کرمانشاهی ، لهجه ها بسیار به هم نزذیک بوده اند و مرز دقیق و مشخصی ندارند . این قضیه در « هورامی » و « بادینی » هم دیده می شود که در نسل پیشین ، بسیار به هم نزدیک بوده اند . از این گذشته ، گمان می کنم روانشاد ، شامی ، کرمانشاهی بوده و زادگاهش ، محله ی چاله چاله است ؛ در حالی که دوستان لک ، بیشتر ، اهل کنگاور ، هرسین ، صحنه ، بیستون و از این دست هستند . بنابراین ، بیشتر به نظرمی رسد که این شعر ، کرمانشاهی سروده شده است و گاهی از لکی هم آگاهانه یا ناآگاهانه تاثیرپذیرفته است . یادآورمی شوم که من کرمانشاهی نیستم و از روی تعصب ، سخن نگفته ام . جا دارد که از شما بابت گذاشتن این شعر بسیار زیبا از آن بزرگ روشن دل ، سپاس گزاری کنم . همین خودش بسی جای شادی و سرفرازی است که علاقه دارید به خواندن و نگهداری آثار ریشه دار . پیروز و پاینده و ماندگار باشید .
شنبه 15 بهمن 1390 02:06 ب.ظ
لک لر نیست لک لر نیست لک لر نیست لک لر نیست لک لر نیست لک لر نیست لک لر نیست لک لر نیست لک لر نیست لک لر نیست لک لر نیست لک لر نیست لک لر نیست لک لر نیست لک لر نیست لک لر نیست لک لر نیست لک لر نیست
جمعه 7 مرداد 1390 08:23 ب.ظ
سلام شعر بوی لكی میدهد واقعا لكی نیست
یکشنبه 17 مرداد 1389 12:28 ق.ظ
دوست عزیز این شعر و دیگر شعر های شامی کرماشانی (غیر از چند شعر فارسی آن مرحوم) به لهجه کرماشانی از گویش کوردی جنوبی می باشد. که البته لکی نیز در دسته بندی لهجه ها جزیی از گویش کوردی جنوبی قرار گرفته است. اما این دلیل نمی شود که آثاری که به لهجه های دیگر کوردی جنوبی هستند را لکی بنامیم . از شخصیتی فرهیخته و اهل قلم چون جنابعالی انتظاری فراتر از این می رود . پیشنهاد می کنم بنویسید "شعری به لهجه کوردی کرماشانی از شامی کرماشانی" .پاینده باشید.
جمعه 15 مرداد 1389 02:00 ب.ظ
با سلام خدمت مدیران این وبلاگ خوب
این شعر که تو وبلاگتون گذاشتید توسط مرحوم شامی کرماشانی و به زبان کردی کرمانشاهی یا کلهری سروده شده است نه زبان لکی.
فکر کنم چون لکی به زبان کردی بسیار شبیه است احساس کردید که این شعر لکی است.به خاطر همین شباهت است که لکی را جزئی از کردی می دانند نه لری.
موفق باشید-یا علی
علی ایتیوندیبه نام خدا
با سپاس از شما
بایست گفت كه شامی كرماشانی را تآنجا كه ما می دانیم یك لك كرمانشاهی گفته اند.و نیز بایست گفت كه گویش كلهری یكی از گویشهای زبان لكی می باشد كه تحت تاثیر كردی سورانی و كردی هورامی قرار گرفته است.اما این كه گفته اید لكی شبیه كردی است ، این سخن شما قابل اثبات نیست چراكه زبان لكی زبانی مستقل است اما این قابل انكار نیست كه زبان لكی تحت تاثیر زبان كردی قرار گرته است البته گویش هایی از زبان كردی به مانند سورانی و كرمانجی.
با وجود این لكی استقلال خود را حفظ نموده است.
ونیز دسته بندی گویشهای كردی به كردی جنوبی و شمالی كاری بایسته نیست چرا كه در جنوب سرزمین كرد مردمانی اند كه به زبان ها و گویش های فراوانی سخن می رانند كه زبان و گویششان به خودی خود گویش یا كه زبان می باشد نه آنكه همه زیردسته گویش تعریف شده ای به نام كردی جنوبی.
باسپاس و امید پیروزی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : علی ایتیوندی
نویسندگان
نظرسنجی
نظر خود را در باره تارنما بگویید:








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :