تبلیغات
زبان لکی و فرهنگ مردمان آن - بررسی آسیب شناسانه زبان و ادبیات لکی
زبان لکی و فرهنگ مردمان آن
السلام علی المهدی الذی وعد الله به الامم عن یجمع به الکلم
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

رضا حسنوند« شوریده لرستانی»

      زبان و ادبیات لكی یكی از زلال ترین  زبانهای موجود دنیا برای  بیان احساس و عاطفه انسانی است ،به گونه ای كه  شنونده با شنیدن ابیات نغز و پر مغز لكی، تا لبه های اسطوره و احساس پیش می رود و اگر بخواهد می تواند به فراسوی اندیشه ها گام بگذارد. و این لذت ناك شدن  دل و جان ریشه در توانمندی گستره ی زبان لكی دارد زیرا اگر زبانی نتواند بین واژه ها و احساس و عاطفه افراد  ارتباط پیدا كند تنها به درد مراودات بازاری كوچه و خیابان می خورد و دل را بكار نمی آید.

برای ورود به مدخل و شناسایی قدرت زبان لكی، ابتدا دوبیت از ادبیات لكی را با دوبیت از ادبیات عرب و فارسی مقایسه می نماییم تا بدانیم عمق این ادب تا كجای اندیشه است و بعد قضاوت را به عهده خوانند گان می گذاریم:

حافظ شیرازی را نیاز به توصیف نیست و اهل ادب میدانند كه گفته هایش در اوج فخامت و پختگی است و كسی را یارای خرده گرفتن برو نیست این بزرگواردر غزلی با مطلع :

هر  چند  پیرو خسته دل  و ناتوان شدم

هرگه كه یاد روی توكردم جوان شدم.....

بیتی دارد كه می فرماید:

من پیر سال و ماه  نی ام یار بی وفاست

برمن چو عمر می گذرد پیر ازآن شدم

در این بیت حافظ  بزرگوار یار و معشوق و همان گلواژه ای كه  « معلم عشق می شود و اهلش را شاعری می آموزد»  بهانه كرده و اورا بی وفا دانسته و حسن تعلیلی بر پیری خود آورده است و نقص« بی وفایی» را بریار وارد كرده است.

اما شاعر لك زبان گویا می دانسته است كه یار منزه و پاك و از هر عیبی مبراست  و به همین خاطر در این بیت اورا مقصر ندانسته و وارد حریم حرمتش نشده و  اندوه دوری از یار را ـ نه خود یار را ـ باعث پیری خود دانسته است بنگرید:

«بزران بزران كی یه پیریمه                      یه كل آخ و داخ دوس دویریمه»

«بگذار زنگها به صدا درآیند و همه بدانند كه اگر من پیر شده ام گذشت معمولی روزگار نیست بلكه اندوه فراق یار است وخود او تقصیری ندارد[1]

اهل ادب میدانند كه مضمون این دوبیت كدام عارفانه تر است و تقدس
 «  یار» در كدامیك از این دو بیت بیشتر است،  آن یاری كه عاشق را پیر كرده یا آن یاری كه فراقش عاشق را به پیری نشانده ؟

یكی دیگر از ابیاتی كه با ادب لكی قابل قیاس است بیتی است از یكی از فحول ادب عرب به نام امرؤالقیس در كتاب معروف  معلقات سبع بیت 37 ، او می گوید:

...و كَشحٍ لَطیف  كالجَدیلِ مُخَصَّر     و ساقٍ كأنبوب السّقیِّ المذَلّلٍِ....

 

در این بیت شاعر عرب ساق پای معشوق را به  ساقه های نی  ـ انبوب ـ كه پر از گره و شكن است تشبیه كرده و لطف تشبیهش به آن حدی نرسیده كه خواننده از آن متلذذ گردد و زیبایی مشبه و مشبه به را دریابد  . در حالی كه شاعر لك زبان در این بیت:                                  

هو سوزه سوزه سوزه مورموری        ساق سریت پا گردن بلوری

«ای معشوق سبزه گون ! تو گردنی بلورین و ساقه هایی  چون ساقه های طلایی و شفاف گندم داری.»

و براساس آن كه باید« مشبه به از مشبه اقوا باشد»شاعر لك زبان  ساق پای معشوق خیالی خود را به به ساقه های بی بند و گره و یك دست و طلا فام گندم ـ بعد از برداشت محصول ـ تشبیه كرده كه نه تنها بر زیبایی افزوده بلكه مشبه را نیز تعالی داده است . اهل ادب و بلاغت میدانند كه تشبیه خشن عرب و تشبیه لطیف شاعر لك زبان چه تفاوت هایی باهم دارند و این زیبایی برخاسته از لطافت طبع شاعران این زبان است ؟

 با این مقدمه می خواهم وارد اصل مطلب یعنی زبان و ادبیات لكی شوم و چند سطری در این وادی قلم فرسایی نمایم .  ادبیات لكی یكی از زیباترینهاست زیرا روح سرگردان انسان را تابه  حدی شعفناك می كند كه جسم نیز به پرواز درمی آید. اما در طول تاریخ بنابر عللی این آینه زرنگار زنگار گرفته شناسایی نشده و اگر هم گوشه ای از آن منعكس شده با نام دیگر ادبیات های مجاور بوده كه «كماهو حقه» درشان این زبان  نبوده و بر این زبان جفا شده لهذا به همین بهانه برآنم این ادبیات را از چند منظر آسیب شناسانه مورد مداقه نظر قرار دهم تا پیش از آنكه دیگران متذكر شوند خود به داوری نشسته باشیم.برای آنكه سیر مطلب را بدانیم  بررسیها را براساس این فهرست ارائه خواهم داد:

1-    بررسی ادبیات لكی از نظر مضمون و محتوا با نگرش به؛

1-1-       مسایل بلاغی و ادبی( معانی و بیان و بدیع و عروض)

2-1- بینش افقی و عمودی شعر یا شاعران

3-1- مضامین موجود در شعر لكی

2- جایگاه زبان و ادبیات لكی در میان دیگر ادبیات های مجاور

1-2- در میان ادب فارسی

2-2- در میان استانهای همجوار

3  -  نویسندگان این ادبیات

 

1- بررسی ادبیات لكی از نظر مضمون و محتوا با نگرش

ادبیات لكی  در یك نگاه كلی تصور آن را برای خواننده ایجاد می كند كه گویی  این حال و هوا در یك دنیای مجزا تشكیل یافته و  وآن منافذی كه باید دنیای دیگری را باآن مشاهده كرد وجود ندارد . و دلیل این بلیه را می توان در عمق محدود شاعران دانست زیرا اعتلا و فخامت شعر در گرو معلومات شاعر است. كه در این میان مسایل ادبی و بلاغی جای سخن بسیار دارد.و اگر بسامدی به عمل آیداز بین آرایه های ادبی ،  تشبیه آن هم از نوع محسوس به محسوس جایگاه بیشتری را اشغال می كند.

 مانند این بیت از ملاحقعلی سیاهپوش كه خود را ( مشبه )  به توده گل بازمانده قبور( مشبه به ) تشبیه می كند:

هام دمانه دا ژلام ویاران                   مَنم چوین گِل كو منه مزاران

ترجمه:

«همدمان من از كنارم گذشتند و رفتند و من چونان خاك مزاری برجای مانده ام.»

و یا این بیت از گنجینه شفاهی:

وی منگه قسم چنه چه نی كه    چن پنجقرونی قی سر وه نی كه

ترجمه:

سوگند بدین ماه  كه اگر نمیدانی اندازه اش را باید بدانی به اندازه سكه ای است كه برای زیبایی بر گریبان زن زیبارخی نهاده شده باشد

و یا این بیت از «خانه داجیوند» كه گردن معشوق را به میلی از طلا و پیشانی اش را با مرمر یكسان دانسته:

گردن و او گره میل زره وه           فرقش فرق نیه وه مرمره وه

ترجمه: گردنی( مشبه)  چونان میلی از طلا (مشبه به ) است و پیشانی اش(مشبه ) با مرمر سفید( مشبه به ) تفاوتی ندارد.

 و اغلب این تشبیهات به طرز خراسانی  به نوعی به یار و معشوقزمینی  بر می گردد و در زمینه ها و قوالب خاكی است و  ارتفاع  این اندیشه بیشتر از قامت معشوق نیست. در این ادبیات هرجا كه صور خیال اندیشه پخته ای را می طلبد دستان شاعر از رسیدن به بلندیهای بلاغی جا می ماندو به دامنه ها اكتفا می كند .حال ممكن است در این میان كسی بر نگارنده خرده بگیرد و بگوید چنین نیست و به گونه ای دیگر است.  اما باید گفت كه این سطور زاده سالها تحقیق و بررسی و مطالعه دقیق دواوین شاعران لك زبان است و اگر گفته شود كه تا این روزگار كسی به اندازه نگارنده بر و بوم زبان لكی را نكاویده و درآن تفحص نكرده ،سخنی به گزاف نیست، پس احق و اولی به قضاوتم زیرا اگر چیزی می گویم براساس مستندات ادبی است نه بر اساس ذوق بی تخصص، و نمی پذیرم كلام كسی كه نه سوادش را دارد و نه معلوماتش را و آنگاه بیاید در این باب فتوا صادر كند كه چنین است و چنان است، لهذا آنچه گفته می شود از روی علم به این زبان و مطالعه و پشتوانه علمی و ادبی در متون آن  است و به صرف دانستن دو بیت شعر و چاپ چند مقاله و شنیدن چند به به و چهچه نیست؟!!

در این ادبیات معمولا تشبیه و مراعات و تضاد بیشترین باربسامد  ادبی را بردوش می كشند و مباحثی چون مجاز و استعاره و كنایه رنگ كمتری دارند . و افق دید شاعران این زبان چونان ادب پارسی بلند نیست و تا حریم یار زمینی بیشتر نمی رود  گرچه در سرودن این ابیات به زبان لكی، مقاصد دیگری در نظر شاعران بوده ولی متاسفانه شاعران بدان مقاصد توفیق نیافته.و این برداشت براساس مضامین موجود در ادب لكی است كه كل این ادبیات حول آن می چرخد  و عمده ی این موارد به قرار زیرند:

خدا/ دین/ ائمه/ معشوق/طبیعت/ نبرد/ مسائل اجتماعی مانند فقر و فاقه و .../ انعكاس كاركرد حكومت ها/ زنان/ و...

و عمده مبحث ادبی در این ادبیات حول محور عروض می چرخد زیرا ادبیات عامه و فولكلور ها یا به عبارت درس خوانده ها فهلویات ـ كه بیشترشان نمی دانند فهلویات یعنی چه ـ  عروض تكامل یافته ای ندارند و ادبیات لكی هم از این نقیصه به دور نمانده است و فحول این وادی دچار لغزشهای بسیار شده اند كه بعضا برای اهل تخصص قابل قبول نیست  و اگر امروز خود نگوییم ایرادمان چیست فردا برما خواهندخندیدـ كه بنده این ایراد را به عهده نساخان و راویان بیسواد می گذارم - به عنوان مثال ابیات قصیده بلند( مه مدح او شهی مكم...)  ملا منوچهر كولیوند وزنشان به این صورت است:

بیت اول:مفاعلن چهار بار؛ بحر هزج مقبوض

بیت دوم: مستفعلن چهار بار؛ بحررجز مثمن سالم

بیت سوم:بیت اول تا هفتم باز  مفاعلن و هزج مقبوض

بیت هشت و دوازده و سیزده و چهارده : باز رجز مثمن سالم

و..... قابل ذكر است ممكن است كسی برآن باشد كه این مقوله از اختیارات شاعری است اما باید گفت در هیچ نوشتهای این گونه سهویات جز ء اختیارات نیست و اگر كسی در صدد توجیه این مقوله بااستفاده از  اختیارات شاعری در عروض باشد كمی عروض بخواند برایش شفابخش تر است تا دفاع از این مقوله ها ـ البته بنده در مقدمه  كتاب  دیوان میرزا شفیع مصدق این مقوله كما و كیفا كاویده ام كه خوانندگان را به خواندن  آن مقدمه توصیه می كنم -

یكی دیگر از ویژگی های صوری  شعر لكی این است كه غالبا بیت اول هر شعری  بجز نیم مصراع اول مصراع دوم مابقی تكرار یك مقوله است و به ظاهر سنتی در این ادبیات شده و از محسنات گردیده است به عنوان مثال در یك نمایش بصری به این سان قابل نمایش است:

=========/=========                      +++++++++/=========

بنگرید:

از خانمیرزا اولاد قبا

خان  دارام  رو،  خان  دارام  رو         

  میرزام خاص خیال، خان دارام رو

از ملاحقعلی

فنجان بازی كرد فنجان بازی كرد  

  شیرین وه گردم فنجان بازی كرد

و هزاران مثال بی شك و تردید.

اما بارزترین ویژگی عروض شعر لكی كه قرن ها برآن حاكم بوده حضور وزن عروضی؛ فع لن فعولن فع لن فعولن، بحر متقارب مثمن اثلم

ـ  ـ /U ـ ـ/ ـ  ـ/U  ـ ـ/  

و یا به تقطیعی دیگر« مستفعلاتن مستفعلاتن بحر رجز مربع مرفل»

ـ  ـ U ـ ـ/ ـ  ـ U ـ ـ/  

می باشد كه قطعا به تاسی از شاهنامه بوده كه تمام شئون زندگی لك زبانان را در سیطره دارد ، و شاعران به گونه ای با این وزن  مانوس بوده اند كه گویی وزن دیگری در ادب پارسی وجود نداشته تا بدان شعر بسرایند. برهمین اساس نگارنده بعد از سال ها زحمت و رنج و دانستن تك وزنی و ناتوانی های آن  توانستم این بلیه را از جان و روح شعر و  شاعران لك زبان دور كنم و موضوع و محتوا را با وزن پیوند دهم و اوزان دیگر شعر پارسی را هم  بكار ببریم كه الحمدلله با كوشش دیگر عزیزان شاعر به این توفیق تاحدی مقبول دست یافته ایم .

2- جایگاه زبان و ادبیات لكی در میان دیگر ادبیات های مجاور

و اما جایگاه این ادب در میان ادب پارسی هنوز به واقعیت و حقیقت شناخته نشده زیرا هرمحققی كه پای در این استان نهاده  بدون استثنا ابتدا وارد خرم آباد شده و بنابر زبان میزبانان و راهنمایان خود ، ز با ن گستره وسیع لرستان را را لری قلمداد كرده و از نام زبان لكی  دورماند ه اند   و بعد از سال ها بعضی از نویسندگان تازه فهمیده اند كه؛ نه بابا آن زبانی كه لری اش نامیده اند سهو بوده و می بایست لكی اش می نامیده اند و ننامیده اند و اشتباه پر طنطنه مستشرقین اروپائیان را درنام كانگورو مرتكب شدند :

« سالها پیش سیاحی از اروپائیان كه به استرالیا رفته بود با دیدن حیوانی دست كوتاه و جهنده نامش را از یكی از بومیان می پرسد و او می گوید :

كانگورو

یكصد سال حیوان بیچاره به این نام مسمی شد ولی اروپاییان  بعدا فهمیدند آن بومی مادر مرده  به زبان خودش در جواب آن اروپایی گفته :

نام این حیوان را  نمی دانم.

 و اروپایی مادر مرده هم خیال كرده واژه كانگورو نام این حیوان است و سال ها به این نام متهمش كردند؟!! و درست ماهم به این سرنوشت دچار شده ایم و امید است بعد از سال ها هم كه شده ،مارا به نام خود بدانند و لرهای عزیز و گرامی را دارای یك ادبیات دیگر بدانند.

اما ادبیات لكی  در میان استانهای همجوار متاسفانه وضع اسف بارتری دارد به گونه ای كه ادبیات لكی را شعبه ای از ادبیات كردی میدانند و بدبختانه این نظر بیشتر از جانب كسانی است كه نه سوادش را دارند و نه موادش را و به صرف یافتن  چند شباهت  مختصر فتوا ی یكی بودن  این دو زبان صادر می كنند و نمی دانند؛ پسته بی مغز اگر لب واكند چه می  شود؛ نگارنده بعد از ربع قرن تدریس در مقاطع مختلف تحصیلی دانشگاهی و دبیرستانی وكسب تجربه در  این همه سال ؛ به خود اجازه این سخنان را میدهم وگرنه، نه عرض خود را می برم و زحمت دیگران را میدارم.

 سخن نگارنده در باب دو بودن زبان لكی و كردی  این است :ساختار واژگانی و قواعد دستوری و دامنه واژ ه ها و حیطه جغرافیایی همه دال برآن است كه كردهای عزیز خویشند و ماخود و كاری با نقشه های سیاسی از پیش طراحی شده دراین  وادی نداریم .درست است سال های سال شاعران ما به علت ناآگاهی بر زبان فخیم خود  به سبك و سیاق ادب كردی  شعر می گفتند اما آیا امروزه چنین است ؟ مگر اقبال لاهوری كه دیوان عظیمی به فارسی دارد هنوزكسی گفته كه او ایرانی است. شما بروید و قاموسهایمان را ملاحظه كنید ببینید چه اندازه اختلاف واژه و دستور و قواعد  و دلیل بر افتراق داریم نه بر اشتراك.

به هر حال و به صد هرحال نگارنده كه تمام هم و غم خود را مصروف اعتلای فرهنگی ودر عین حال  بی تعصب زبان لكی نموده، اظهار میدارد كه ادبیات ما یك ویژگی منحصر به فرد دارد و وابسته ادبیات  همسایگان نیست آنان محترمند و مانیز مكرم، جای آن دارد كه دیگر مارا سربار ادبیات خود نكنند و مارا از خود ندانند. ما نه منكر تشابه در فرهنگهاییم ونه متعصب زبان خود اما:

 .... هندیان را اصطلاح هند به                سندیان را اصطلاح سند به

نگارنده سال های سال با زحمات طاقت فرسا  و كسب تجربه و در انجمنها و جشنواره ها و مطالعه دواوین و كتب مختلفه، رباعی و دوبیتی؛ قالب و مضمون و وزن شعر  زبان و ادبیات لكی را با توجه به ابعاد آسیب شناسی از دهه    60  13به بعد روبه اعتلا برده و شاگردانی در این زمینه و این حوزه شناسایی و به جامعه معرفی كرده ام  زنده نموده و مطمئنم شاگردانم از من هم پیشی خواهند گرفت زیرا ذوق سرشار و آگاهی بلند آنان به همراه ویژگی های  این زبان می طلبد كه روزبروزدر ادبیات  پیشرفت حاصل شود. و اگر امروزه به سبك و سیاق و مضامین ملایان شعرمان سخن نمی گوییم به دلیل آن است كه نه تنها راه خود را پیدا كرده ایم بلكه توانسته ایم  از تكرار نجات پیدا كنیم  و روبه ابداع آوریم و هزاران سخن دیگر. 

بهر حال جمعتان را دعای خیر بدرقه راه باد و از ما به ما یادكنید تا نیكتان یاد كنیم .


1- لازم به تذكر است آنانكه واژه «بزران بزران »  را از بزران و بزچران میدانند و آن را منادا می پندارند و به معنی:  ای بز ران و ای بزچران!  می دانند از عمق موسیقی لرها بی خبرند و مداقه و تامل نیاز وافر دانسته های آنان است.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 13 بهمن 1388 :: نویسنده : علی ایتیوندی
یکشنبه 4 تیر 1396 11:16 ب.ظ
Glad to be one of the visitors on this amazing internet site :D.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 11:31 ق.ظ
Hello, constantly i used to check blog posts here early in the morning, because i like to learn more and more.
چهارشنبه 24 دی 1393 04:02 ب.ظ
سلام وبلاگ خیلی خیلی زیبایی داری ولی واقعا حیفه که اینقد بازدید ونظرات وبلاگت پایین هست .شرکت ما میتونه با هر کلمه ای که دلت بخواد وبلاگتو به صفحه اول گوگل بیاره با این کار دیگه هر پستی که میزاری میاد صفحه اول گوگل اگه خواستی برای مشاوره وسفارش تماس بگیرید تا توضیحات رو به شما بدهیم. 09183387027 شلالوند و روزانه بازدیدات به بیش از1000هزار بازدیدکننده و 50نظر واسه همیشه داری .مطمعن باش پشیمون نمیشی ****یه چیز دیگه اگه خواستی از شر تبلیغات وحذف شدن وبلاگت و...خلاص بشی ما یه راه حل واست داریم اونم تبدیل وبلاگت به سایت شیک با بهترین کیفیت و طراحی اختصاصی هست که با کمترین هزینه میتونی صاحب سایت خودت بشی واز هزاران مزیتی که با مرور با اون آشنا میشی بهره ببری (ما یه دامین و هاست رایگان هم بهت هدیه میدیم) برای مشاوره و سفارش تماس بگیرید 09183387027 بهترین و شیک ترین قالب رو برای شما در نظر داریم. تحویل در24ساعت/منتظر تماس شما هستیم خدانگهدار
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : علی ایتیوندی
نویسندگان
نظرسنجی
نظر خود را در باره تارنما بگویید:








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :