تبلیغات
زبان لکی و فرهنگ مردمان آن - فلسفه زبان و زبان لکی (بخش سوم)
زبان لکی و فرهنگ مردمان آن
السلام علی المهدی الذی وعد الله به الامم عن یجمع به الکلم
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
 

فصل سوم

اسماء خاص: نظریۀ توصیف

 

خلاصه: 1. راسل نظریۀ دلالی را به نفع نظریۀ اوصاف کنار می‌گذارد با اثبات اینکه اوصاف واقعاً واژگان منفرد نیستند. البته این سخن چندان جای تعجب ندارد زیرا اوصاف واژگان مرکب از اجزاء مستقلاً معنادار هستند. اما ممکن است کسی اسماء خاص را واژگان مفرد بداند؛ آنچه جای تعجب است این است که معماهای چهارگانۀ راسل در مورد اسماء خاص هم مطرح می‌شود.

2. راسل راه حلی را که برای اوصاف خاص مطرح کرد، در مورد اسماء خاص هم به کار می‌برد.

3. اما این ادعای راسل که اسماء خاص از لحاظ معنایی با اوصاف خاص هم‌ارزند دچار اشکالات جدی است مانند اینکه به سختی می‌توان وصف خاصی را یافت که با اسم خاص هم‌ارز است و یک اسم خاص با اوصاف بسیار متفاوتی می‌تواند بیان شود.

4. جان سرل نظریۀ توصیفی جدیدی را به عنوان نظریۀ "خوشه‌ای" (cluster) در مورد اسماء خاص بیان می‌کند که از اشکالات نظریۀ راسل تهی است اما کریپکی و دیگران اعتراضات دیگری را بر نظریۀ سرل وارد کرده‌اند.

 

ادعای راسل دربارۀ اسم

به نظر راسل همان دلیلی که نظریۀ دلالی را دربارۀ اوصاف کاذب می‌کند، در مورد اسم خاص هم مطرح است. جان استوارت میل دربارۀ اسماء خاص قائل به نظریۀ دلالی است؛ این دیدگاه را "میلی" می‌نامیم. راسل چهار معما را دربارۀ اوصاف خاص مطرح کرد که همگی در مورد اسماء خاص هم مطرح‌اند.

دلالت ظاهری بر معدوم:

(1) جیمز موریارتی طاس است.

این جمله هم همان تناقض‌های میان جملات گ1-گ6 را موجب می‌شود.

وجودیۀ سالبه:

(2) سیمرغ موجود نیست.

معمای فرگه:

(3) شهریار = بهجت

جایگزینی:

(4) بهرام باور دارد که بهجت نام خانوادگی زیبایی دارد.

اما اگر بهجت را با شهریار جایگزین کنیم و بهرام باور نداشته باشد که بهجت همان شهریار است، ارزش صدق جمله حفظ نمی‌شود.

پاسخ راسل: اسماء فقط در ظاهر اسم‌اند و در واقع یعنی در سطح منطقی با اوصاف خاص هم‌ارزند یعنی مخفف اوصاف خاص‌اند. بنابراین، اسماء هم از سنس‌های فرگه‌ای برخوردارند.

البته نظریۀ اسماء کاملاً از نظریۀ اوصاف مستقل است (یعنی قبول یکی با رد دیگری ممکن است).

استدلال راسل در مورد اسماء –مثل اوصاف- هم استدلال مستقیم دارد هم استدلال از طریق تبیین معماهای چهارگانه.

استدلال مستقیم اول: تحلیل سه گانه منطق شهودی جملات مشتمل بر اوصاف خاص و نیز اسماء خاص را نشان می‌دهد.

استدلال مستقیم دوم: شما اسمی را می‌شنوید که آن را نمی‌شناسید مثل علامه طباطبائی، شما می‌پرسید او کیست؟ جواب این پرسش یک توصیف است مثل نویسندۀ المیزان یا روش رئالیسم. پس پرسش از اسم خاص در واقع پرسش از معنای آن است.

جان سرل (1957) در تأیید نظریۀ اسماء به نحوۀ آموزش و یادگیری اسماء خاص استناد می‌کند: ابتدا از اوصاف استفاده می‌کنیم سپس در مرحلۀ بعد اوصاف را مقدر می‌گیریم.

اعتراضات اولیه

اعتراض یک

اگر اسم خاص با اوصاف هم‌ارز باشد، باید وصف خاصی وجود داشته باشد که با آن هم‌ارز است. اگر بگوییم:

(5) ویلفرید سلرز مرد صادقی بود،

با توجه به اینکه واقعیات جزئی زیادی دربارۀ سلرز می‌دانم، معنای سخن من چیست؟ ممکن است تصور کنیم که "ویلفرید سلرز" برای من با "تنها شیء x که F است و x G است و ..." هم‌ارز است. پس (5) مستلزم جملۀ زیر است:

(6) حداقل یک فیلسوف وجود دارد که من بحث شدیدی با او در اتاق نشیمن جرج پاپاس در سال 1979 داشتم.

اما (5) مستلزم (6) نیست.

پس مشکل این نیست که مقصود گوینده را نمی‌دانیم بلکه این است که در بسیاری از موارد تعیین وصفی که از قرار معلوم معنای اسم است ممکن نیست.

اعتراض دوم

مقصود گوینده‌ها از اسماء خاص مشخص نیست زیرا افراد مختلف اوصاف مختلفی را دربارۀ افراد گوناگون در نظر دارند، پس مفاهمه در مورد اسم خاص ممکن نخواهد بود.

فرض کنید من سلرز را به عنوان "نویسندۀ کتاب فلسفه و تصویر علمی از انسان" و شما او را به عنوان "معروف‌ترین فیلسوف پیتسبرگ" می‌شناسید. تا اینجا ما با هم اختلافی نداریم. اما فرض کنید که من می‌گویم "سلرز کسی است که بند کفشش را با یک دست می‌بست" و شما می‌گویید "سلرز هرگز این کار را نمی‌کرد". حال اگر جملۀ خودم را با نظریۀ راسل تحلیل کنم، به این ترتیب خواهد بود:

(7) فقط یک شخص نویسندۀ کتاب فلسفه و تصویر علمی جهان بود و هر کس که نویسندۀ کتاب فلسفه و تصویر علمی جهان بود بند کفشش را با یک دست می‌بست.

اما تحلیل جملۀ شما به این ترتیب می‌شود:

(8) فقط یک شخص فیلسوف معروف پیتسبرگ بود و هر کس که فیلسوف معروف پیتسبرگ بود، بند کفشش را با یک دست نمی‌بست.

پس میان جملات ما تناقض منطقی وجود نخواهد داشت زیرا مفهومی که هر یک از ما از سلرز داریم متفاوت است.

نظریۀ خوشه‌ای سرل

سرل تحت تأثیر نظریۀ شباهت خانوادگی ویتگنشتاین، تقریر دیگری را از نظریۀ اسماء ارائه داد که بر اساس آن اسم را نه با یک وصف خاص و جزئی بلکه با مجموعۀ مبهمی از اوصاف هم‌ارز می‌گیریم. پس اسم به چیزی دلالت می‌کند که تعداد کافی و در عین حال مبهم و نامشخصی (SBVAUN) از اوصاف را استیفا می‌کند. تفاوت اسم با وصف در همین ابهام است زیرا وصف مبهم نیست. مقصود از تعداد کافی دست‌کم بیشتر از نصف است.

نظریۀ خوشه‌ای سرل از اعتراضات دوگانۀ وارد بر نظریۀ راسل اجتناب می‌کند. اعتراض اول به خاطر التزام به دسته‌ای از اوصاف –نه یک وصف جزئی- برطرف می‌شود. و اعتراض دوم به این ترتیب حل می‌شود که افراد مختلف می‌توانند اوصاف خوشه‌ای متفاوتی از یک چیز در ذهن داشته باشند اما با این حال، همگی SBVAUN را داشته باشند.

نقد کریپکی

اعتراض سوم

فرض کنید که "ریچارد نیکسن" با "برندۀ انتخابات 1968 امریکا" هم‌ارز است و پاسخ به این پرسش موجهه که آیا نیکسن می‌توانست در انتخابات 1968 شکست بخورد، مثبت است. حال مطابق نظریۀ اوصاف جمله به این صورت در می‌آید:

(9) آیا ممکن است که: یک شخص و فقط یک شخص انتخاب 1968 را برده است و هر کس که انتخابات 1968 را برده است، در انتخابات 1968 شکست خورده است؟

و به نظر می‌رسد که پاسخ منفی است.

شاید نظریۀ خوشه‌ای سرل پیشرفتی در پاسخ به این اعتراض داشته باشد زیرا می‌توانیم نیکسن را با SBVAUN از اوصاف یکی بگیریم و صفت خاصی را لحاظ نکنیم. اما کریپکی: همین SBVAUN هم می‌توانست وجود نداشته باشد و نیکسن یک کفاش می‌شد.

دامت به اعتراض سه اشکال می‌کند که به جای اینکه سور را در حیطۀ امکان قرار دهیم (حیطۀ محدود)، سور را محیط بر امکان قرار دهیم (حیطۀ وسیع)، مثل:

(10) یک شخص وفقط یک شخص انتخابات 1968 را برده است و دربارۀ هر کسی که انتخابات 1968 را برده است، آیا ممکن است که آن شخص نبرد؟

اعتراض چهارم

فرض کنید که کرت گودل اثبات‌کنندۀ اصل عدم تمامیت نیست بلکه شخص گمنامی به نام اشمیت آن را ثابت کرده اما قبل از انتشار درگذشت و گودل آن را به نام خود منتشر کرد. حال اگر طبق نظریۀ اوصاف، اسم خاص هم‌ارز وصف باشد، در جملۀ "گودل اثبات‌کنندۀ اصل عدم تمامیت است" جمله به اشمیت باید برگردد نه گودل.

اعتراض پنجم

جملۀ زیر را در نظر بگیرید:

(12) برخی افراد نمی‌دانند که کیکرو همان تولی است.

تفسیر این جمله طبق نظریۀ اوصاف دشوار است.

اعتراض ششم

اشاره به مدلول اسم خاص (شخص) چندان هزینه‌بر نیست و به آسانی انجام می‌شود مثل کودکی که تام را در حال خواب و بیداری دیده و به آن اشاره می‌کند.

اعتراض هفتم

راسل نظریۀ خودش را در مورد اسماء خیالی و داستانی منطبق می‌داند در حالی که اگر این نظریه درست باشد، جملات مشتمل بر این قبیل اسماء کاذب خواهند بود زیرا مستلزم وجود این شخص خیالی است مثل:

(15) شرلوک هولمز در خیابان 221 بیکر ب زندگی می‌کرد.

این جمله صادق است اما طبق تحلیل راسل این جمله کاذب خواهد بود زیرا مستلزم وجود شرلوک هولمز در واقع است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 27 مهر 1388 :: نویسنده : علی ایتیوندی
پنجشنبه 16 شهریور 1396 07:59 ق.ظ
Hi there, I discovered your blog by means of
Google whilst looking for a related matter, your website came up, it appears great.
I have bookmarked it in my google bookmarks.
Hi there, just become aware of your blog thru
Google, and located that it's really informative.
I'm gonna be careful for brussels. I'll be grateful should you
continue this in future. Lots of people will likely be benefited out of your writing.
Cheers!
یکشنبه 4 تیر 1396 07:19 ب.ظ
We are a group of volunteers and opening
a brand new scheme in our community. Your website provided
us with helpful info to work on. You have done a formidable task and our entire community can be thankful to you.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 06:02 ق.ظ
Write more, thats all I have to say. Literally, it seems as though you relied on the video to make your point.

You definitely know what youre talking about, why waste your intelligence on just posting videos to your
blog when you could be giving us something enlightening
to read?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : علی ایتیوندی
نویسندگان
نظرسنجی
نظر خود را در باره تارنما بگویید:








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :