تبلیغات
زبان لکی و فرهنگ مردمان آن - فلسفه زبان و زبان لکی (بخش یکم)
زبان لکی و فرهنگ مردمان آن
السلام علی المهدی الذی وعد الله به الامم عن یجمع به الکلم
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

درآمد: معنا و دلالت

 

خلاصه: (1) اینکه از صداها و علائم معنا دارند و ما انسان‌ها بدون نیاز به تفکر این معانی را می‌فهمیم واقعیات جالبی هستند. (2) یک نظریۀ فلسفی دربارۀ معنا باید تبیین کند که معناداری کلمات به چه اعتبار است و اینکه انسان‌ها چگونه می‌توانند کلمات معنادار را تولید کنند و بفهمند. (3) یکی از دیدگاه‌های متداول این است که کلمات به این اعتبار که اموری را در جهان بازنمایی می‌کنند معنا دارند (نظریۀ دلالی معنا). (4) این نظریخ با اینکه با فهم متعارف سازگار است، ناکافی است زیرا اولاً کلمات بسیاری اندکی امور مربوط به جهان را بازنمایی می‌کنند و ثانیاً اگر همۀ کلمات همانند اسماء خاص بر اشیاء دلالت می‌کردند به هیچ وجه ممکن نبود که جملات دستوری به وجود آیند.

 

معنا و فهم

(1) خیلی از مردم نمی‌دانند که هیتلر در سال 1911 به امریکا رفت و با زنی به نام مکسین در کیوکوک رابطه داشت و ...

این جمله به کلی کاذب است اما این موجب نمی‌شود که آن را نفهمیم. هرچند این جمله با این ترکیب سابقه‌ای ندارد فهمیدن آن ممکن است. این یک واقعیت مهم و مرموز است. شاید بگویید که (1) جمله‌ای فارسی است و شما هم فارسی می‌دانید و به همین خاطر این جمله را فهمیدید. اما باز نقل کلام می‌کنیم به فارسی فهمیدن؛ شما چگونه فارسی را می‌فهمید؟ همین توانایی هم واقعاً نیازمند تبیین است.

می‌توان گفت: (1) متشکل از کلمات فارسی است و ما تک تک این کلمات و چگونگی ارتباط آنها را می‌فهمیم و به همین خاطر (1) برای ما قابل فهم است.

تا اینجا به توانایی انسان در ایجاد و فهم کلمات توجه کردیم؛ حال به خود کلمات به عنوان موضوع بررسی فلسفی نظر می‌کنیم.

(2) ن تالبتاتئتا ذدئعهیل اته

(3) خطرناک است بنزین را در اتاقت بپاشی.

(4) خوب از اولاً این یک این این چرا

(1)-(4) همگی مجموعه علائم و صدا هستند اما تفاوت بسیاری با هم دارند. (1) و (3) جملات معناداری هستند اما (2) و (4) بی‌معنا هستند. اما (4) دست‌کم حاوی کلمات معناداری در زبان فارسی است هرچند ترکیب آنها در کنار هم بی‌معنا است.

بنابراین ما داده‌های زیر را در اختیار داریم:

- برخی از مجموعه علائم یا صداها جملات معناداری هستند.

- هر جملۀ معناداری از اجزائی تشکیل شده که خودشان هم معنادارند.

- هر جملۀ معناداری معنای خاص خود را دارد.

- اهل هر زبانی قادر به فهم و ایجاد جملات آن زبان‌اند بدون اینکه هیچ تلاشی انجام دهند.

همۀ این داده‌ها نیازمند تبیین‌اند.

نظریۀ دلالی

نظریۀ دلالی نظریه‌ای مطابق با درک متعارف ما است: کلمات همانند نمادهایی هستند که اشیاء را بازنمایی یا از آنها حکایت و بر آنها دلالت می‌کنند و جملات هم حاکی از اوضاع امورند. بنابراین معناداری عبارات زبانی بر اساس ارتباط قراردادی آنها با اشیاء یا اوضاع امور تبیین می‌شود.

اعتراض اول

همۀ کلمات حاکی از اشیاء واقعی نیستند.

اولاً: برخی کلمات بر امور معدوم دلالت می‌کنند مانند اسب بالدار یا سیمرغ. یا جملۀ زیر:

(5) هیچ کس را ندیدم.

ثانیاً: جملۀ نهاد و گزاره‌ای زیر را در نظر بگیرید:

(6) بهروز چاق است.

"چاق" از چه چیزی حکایت می‌کند؟ قطعاً حاکی از بهروز نیست بلکه صرفاً آن را توصیف می‌کند. "چاق" و سایر صفت‌ها بر امور انتزاعی یعنی ویژگی‌ها دلالت می‌کنند. رابط یا فعل برای معنا بخشیدن به جمله نیاز است و اگر این رابط هم حاکی از شیئی در خارج باشد، ارتباط میان آن و دو طرفش هم نیازمند رابط خواهد بود و همین‌طور. این تسلسل بردلی است.

ثالثاً: برخی کلمات هرچند از نظر گرامری اسم‌اند، انتزاعی هستند و از چیزی در خارج حکایت نمی‌کنند مانند "شیء".

رابعاً: برخی از اجزای جمله اصلاً از هیچ چیزی حکایت نمی‌کنند مانند "از"، "و".

البته همه این اعتراضات را قبول ندارند و برخی مثل Montague 1960 تلاش کرده‌اند تا حتی برای دستۀ اخیر هم مدلول پیدا کنند. در فصل 10 بیشتر با نظریۀ مانتگ آشنا می‌شویم.

اعتراض دوم

بر اساس نظریۀ دلالی یک جمله صرفاً مجموعۀ نام‌ها است در حالی که ترکیب نام‌ها به تنهایی برای معناداری کافی نیست:

(7) فرید بهروز فرامز کامران

حتی ترکیب یک نام با یک صفت هم به تنهایی معنا نمی‌دهد:

(8) بهروز چاقی

برای اینکه این جمله معنا بدهد باید فعلی را به آن بیفزاییم: بهروز چاقی دارد. اما اگر این فعل هم باز صرفاً یک نام باشد، برای معنادار شدن جمله به فعل دیگری نیاز خواهیم داشت و به این ترتیب دوباره با تسلسل بردلی روبرو می‌شویم.

اعتراض سوم

بعداً خواهیم گفت که برخی پدیده‌های زبانی نشان می‌دهند که معنا چیزی بیش از مدلول است زیرا کلماتی وجود دارند که مدلول واحد اما معانی مختلفی دارند مثل "ژان پل" و "پاپ".

 

خلاصه

1. برخی مجموعه علائم یا صداها جملات معناداری هستند.

2. این واقعیت عجیبی است که هر انسان عادی می‌تواند معنای جملات طولانی و بی‌سابقه را بفهمد.

3. هر جملۀ معناداری اجزائی دارد که به نوبۀ خود معنادارند.

4. نظریۀ دلالی با اینکه ابتدائاً جالب به نظر می‌رسد، با مشکلات مهمی روبرو است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 27 مهر 1388 :: نویسنده : علی ایتیوندی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : علی ایتیوندی
نویسندگان
نظرسنجی
نظر خود را در باره تارنما بگویید:








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :