تبلیغات
زبان لکی و فرهنگ مردمان آن - فلسفه زبان ر زبان لکی
زبان لکی و فرهنگ مردمان آن
السلام علی المهدی الذی وعد الله به الامم عن یجمع به الکلم
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

    فلسفه زبان همچون فلسفه علم از شاخه های فلسفه و یک علم درجه دومی است(1.) این فلسفه مضاف از مباحث مهم فلسفه غرب است که تا دهه 80 در حوزه های فلسفه غربی به تحقیق و تدریس پرداخته می شده است. و از دهه 80 به بعد فلسفه ذهن(2) سیطره پیدا کرده است. فلسفه زبان با افرادی نظیر گامت، دیویدسون و استراسون اهمیت یافت. باید توجه نمود که بین فلسفه زبان و فلسفه منطق(3) تفاوت چندانی وجود ندارد. منطق با گزاره ها سر و کار دارد مثلا وقتی در مورد قضایای شرطی اظهارنظر می کنیم به یک معنا در مورد شرایط معناداری آنها هم بحث می کنیم و وقتی در فلسفه منطق در مورد ضرورت و امکان تئوری پردازی بحث می گردد در واقع معنای ضرورت و امکان را نشان داده و کار زبانی می کنیم.
    مسائلی که در فلسفه زبان مطرح می شوند عبارتند از:
    1- بحث معنا )Semantic(
    2- گرامر )Sgntax(
    3- استعمال )Pragmatic(
    در بحث معنا آنچه بیش از همه مطرح است تئوریهای معناداری(4) است. در تئوریهای معناداری چند چیز بسیار مهم است مانند موضوع، محمول، قضیه حملی، صفت، قید، شرط، ضرورت، امکان، عطف و ... مثلا در بحث صفات باید بزرگ و کوچک را تبیین کنیم یا در موضوع و محمول باید به تفاوتها دقت نمود، نفی همیشه بر سر محمول است هنگامی که می گوییم “انسان سنگ نیست” سلب ما بر سر محمول آمده است. از دیگر مباحث مطرح در فلسفه زبان، بحث گرامر است که ارتباط مهمی با معنا دارد و در مقام استعمال ممکن است که قواعد به هم بریزد لذا با شناخت لفظ در مقام استعمال می توان از بسیاری مشکلاتکاست. تئوریهای معناداری: محور مباحث فلسفه زبان مسئله تئوریهای معناداری )theoriesofmeaning( است. در تئوریهای معناداری معمولا دو کار صورت می گیرد.
    1- یک کار بیان این است که چگونه می شودکه بعضی از الفاظ معنا دار می شوند و بعضی الفاظ بی معنا هستند؟ به عنوان مثال چرا صدای صحبت من برای شما معنادار است ولی صداها مثل صدای لامپ، کولر و ... برای شما معنادار نیست؟ توضیحی که ضروری الذکر است اینکه کلمه معنا در دو معنی به کار می رود:
    الف: معنای قراردادی
    ب: معنای طبیعی )natural meaning(
    آن چیزی که در تئوریهای معناداری مورد نظر است معنای قراردادی الفاظ است نه معانی طبیعی؛ مثلا وقتی می گوییم “ماشینی با استارت زدن روشن نمی شود به معنای این است که باتری ماشین تمام شده است. یا در جواب سلام ندادن، به معنای سرد بودن روابط می باشد. که در اینگونه مثالها کلمه معنا تقریبا به معنای “علیت” است و این معنای طبیعی یا علی در فلسفه زبان مورد اهتمام نیست بلکه معنایی که در فلسفه زبان مورد توجه است معنای غیرطبیعی و جاری در الفاظ یا قراردادی می باشد. مسئله دیگری که در باب تئوری های معناداری باید مدنظر قرار گیرد این است که بحث تئوری معناداری لزوما برای الفاظ مطرح نیست بلکه بعضا برای علائم هم مطرح می شود؛ مثلا زبانی که افراد گنگ استفاده می کنند که یک نوع انتقال معانی قراردادی است یا کارهایی که به قصد خاصی انجام می شود که در پی آن معانی ای بوجود می آید؛ مثلا قتلی انجام می شود و قاتل، دستمال دوستش را در صحنه جنایت بگذارد برای اینکه وانمود کند که دوستش قاتل می باشد و او را در مظان اتهام قرار دهد، این هم نوعی معناداری است که قوانین خاصی در باب معناداری در باب آنها مطرح است.
    در هر حال معناداری دو سوال عمده را پیش روی خود دارد یکی اینکه - باتوجه به توضیحات بالا - چگونه الفاظ معنادار می شوند؟ و چرا بعضی از الفاظ معنادار نیستند؟ سوال دوم این است که اصلا خود معنا چگونه هویتی است؟ آیا معنا یک هویت متافیزیکی است؟ آیا دارای تحقق خارجی است؟ یا اینکه هویتی متافیزیکی نیست بلکه یک هویت زبانی است و چیزی در پشت الفاظ نخوابیده است؟ آیا می توانیم معنا را منحل به رفتار کنیم؟ در باب تئوریهای معناداری بعضی از تئوریها به سوال اول - چگونه الفاظ معنادار می شوند؟ می پردازند، مثل تئوری گرایس، و بعضی از تئوریها از جمله تئوری دیوید سون به مسئله دوم - معنا چگونه هویتی است؟ - می پردازد. البته برخی از افراد مانند کواین، منکر معناداری می شوند. لذا گاهی اوقات دیدگاه کواین را دیدگاه پراگماتیست یا عملگرایانه می گویند بدین معنا که الفاظ معنا ندارند بلکه وسیله و ابزاری هستند که از آنها می توان برای کارها و امور استفاده نمود.(5)
    منبع:
    1- به طور مثال فلسفه علم تاریخ یک معرفت درجه دوئی می باشد یعنی متعلق آن دانستن تاریخ است. وظیفه علم تاریخ گزارش رویدادهای گذشته و روابط میان آنهاست اما فلسفه آن به کیفیت شکل گیری علم تاریخی، روش آن و ... می پردازد.
    2- در فلسفه ذهن مبانی همچون هوش قوی و ضعیف مطرح می گردد که آیا می توانیم کامپیوتر را مدلی از ذهن بر شماریم که همان ویژگی های ذهن را دارد.
    3- ر.ک. هاک، سوزان، فلسفه منطق، مترجم علی پایا.
    4- ر.ک. حسین زاده، محمد، فلسفه دین، ص58 .
    5- اکبری، رضا، فلسفه مقدماتی، ص 119.117.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 26 مهر 1388 :: نویسنده : علی ایتیوندی
جمعه 30 تیر 1396 08:34 ب.ظ
This post provides clear idea for the new viewers of
blogging, that in fact how to do running a blog.
پنجشنبه 29 تیر 1396 05:53 ق.ظ
Hi there just wanted to give you a quick heads up.
The words in your article seem to be running
off the screen in Internet explorer. I'm not sure if this is a formatting issue or something to do with browser compatibility but I figured I'd post to let
you know. The layout look great though! Hope you get the problem solved soon. Thanks
چهارشنبه 28 تیر 1396 12:47 ب.ظ
My partner and I stumbled over here coming from a
different page and thought I might as well check things out.

I like what I see so now i am following you. Look forward to finding out about your web page for a second time.
چهارشنبه 28 تیر 1396 09:31 ق.ظ
I am in fact pleased to read this webpage posts which includes tons
of useful information, thanks for providing these data.
دوشنبه 26 تیر 1396 04:39 ب.ظ
Do you mind if I quote a couple of your articles as long as I provide credit and sources back to your blog?

My blog is in the exact same area of interest as yours
and my visitors would certainly benefit from some of the information you present here.
Please let me know if this alright with you. Thanks a lot!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : علی ایتیوندی
نویسندگان
نظرسنجی
نظر خود را در باره تارنما بگویید:








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :