تبلیغات
زبان لکی و فرهنگ مردمان آن - زاگرس مأوای مردمان لک
زبان لکی و فرهنگ مردمان آن
السلام علی المهدی الذی وعد الله به الامم عن یجمع به الکلم
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
1- ساکنان زاگرس
آنچه كه پیرامون تاریخ ایران در كتاب های تاریخی نوشته شده است ، معمولاً آغاز تاریخ ایران را از ابتدای دوران مادها و یا هخامنشی معرفی نموده و دربارهء اقوامی كه پیش از مادها در این سرزمین می زیسته اند بندرت و یا كمتر اشاره ای می شود . ولی بر اثر تحقیقات و پژوهش های بعمل آمده و با توجه به یافته های باستانی ، در نقاط مختلف ایران خصوصاً در منطقه زاگرس ، چنین معلوم می شود كه پیش از آمدن ماد ها و پارس ها به فلات ایران اقوام دیگری كه خود با آریایی ها نزدیكی داشته اند از مدت ها پیش ، در این نواحی مستقر بوده اند . این اقوام ، دولتی تشكیل داده و در مقابل تهاجمات دولت مقتدر آشور پیوسته مقاومت كرده اند . اقوام فوق در عین حال صاحب تمدن ، فرهنگ و هنر عالی و با شكوهی بوده كه آثار و بازمانده های آنها را امروزه به ویژه از منطقه زاگرس می شناسیم .

خیلی پیش تر از استقرار مادها در منطقه غرب ایران اقوامی به نام های گوتی ها و لولوبی ها و كاسی ها به ترتیب از شمال به جنوب در نواحی غربی ایران می زیسته اند . اقوام فوق با هورّیان و اكدی ها و سومری ها كه در بین النهرین و سوریه ساكن بودند ارتباط داشته اند . مناطق تحت اشغال و نفوذ لولوبی ها از كوهپایه های شمال دیاله گرفته تا دریاچه ارومیه گسترش می یافت .این اقوام از نظر ****ی از هوری ها جدا شده و احتمالاً با ایلامی ها قرابت داشته اند .
در ادبیات و زبان هِورّی ها ، از لولوبی ها بعنوان بیگانه و دشمن یاد شده و نخستین بار نارامسین نوه سارگن از شاهانِ اكد ( قرن 23 ق.م) در كتیبه مشهورش ، ضمن شرح پیروزی خود از لولوبی ها بحث می كند .

2- گوتی ها

واژه گوتی در هزاره سوم و دوّم پیش از میلاد به یك گروه ****ی معین اطلاق می شده است كه در شرق و شمال غربی لولوبی ها و احتمالا ًدر آذربایجان كنونی ایران و كردستان زندگی می كرده اند . اسناد تاریخی نشانگر این است كه در هزاره اول پیش از میلاد ، همه اورارتوها و ماناها و مادها را گوتی می گفتند و تنها در كتیبه های سارگن دوّم ، مادهای ایرانی زبان ، از گوتی ها ، مشخص و ممتاز گشته اند . احتمالاً گوتی ها به زبان مستقلی سخن می گفتند كه تا اندازه ای با زبان گروه ایلامی ها و لولوبی ها و كاسی ها كه در نواحی زاگرس زندگی می كردند قرابت و نزدیكی داشته اند . با تحقیقاتی كه ازطرف دانشمندان صورت گرفته این امر روشن شده است كه ظاهر بعضی از مردمانی كه در عصر حاضر بویژه در آذربایجان زندگی می كنند با تصاویر و مجسمه هایی كه از لولوبی ها و گوتی ها به جای مانده است كم و بیش مطابقت می نماید . اقوام مذكور در حدود هزاره چهارم پیش از میلاد نخستین موج از مهاجرینی بودند كه به سرزمین غربی ایران روی آورده اند كه بیشتر دانشمندان آنها را آزیاتیك ( آسیایی ) نام نهاده اند ، تا از سایر امواج قومی ممتاز باشند . منشأ این اقوام احتمالاً جنوب دشت های روسیه و سیبری بوده است .

در دوره های بعد آنوبانی نی را از پادشاهان گوتی ها دانسته ، او را شهریار شهر كوشه و یا كوتا شمرده اند و در افسانه های بابلی كه حاكی از وحشت و ترس مردم بابل از جمله اقوام گوتی است ، آنوبانی نی را بصورت جانوری عجیب رسم كرده اند (در الواح هفتگانه آفرینش).

حمله اقوام گوتی به بین النهرین نخستین هجومی است كه تاریخ آسیای غربی كهن از آن یاد كرده است . پیروزی گوتیان بر دشمنان به قدری بر آنها گران آمده است كه اوتوهگال پادشاه شهر اوروك در كتیبه خود این اقوام را « مار گزنده كوهستان و متجاوز به حریم خدایان » نامیده است كه سلطنت سومریان را به كوه های دوردست بردند وسراسر سومر را كینه و دشمنی افكندند ، علی رغم این نوشته می توان چنین استنباط نمود كه عملاً نقش گوتی ها برای مردم اكد در عین حال آزادی بخش و پر ثمر بوده است .زیرا در آن زمان قشر خاصی از حاكمان محلی بین النهرین با در نظر گرفتن منافع خودشان ، با زور و اجحاف به فكر كسب ثروت و قدرت و استثمار مردم بودند .

بنابر این اختلاف شدیدی بین توده های مردم با قشر حاكم بوجود آمده واین اختلافات درون جامعه ، در مردم تنفرو انزجاری شدید نسبت به حاكمان محلی خود ایجاد نموده و عملاً مردم بین النهرین بدون هیچ گونه مقاومت گرایش بیشتری نسبت به گوتی ها پیدا كردند . به خاطر این مهّم بود كه در زمان حمله نهایی گوتی ها به به آن سرزمین اكثریت مردم بین النهرین هیچ گونه دفاعی از رهبران خود نكرده وحاضر نشدند به خاطر حفظ منافعِ قشر حاكم ، با گوتی ها بجنگند و به این ترتیب احتمالاً با جان ودل به حاكمیت ایرانی ها تن در دادند . به هر حال گوتی ها در حملات مكرر خود به بین النهرین موفق شدند دوسلسله بزرگ بابل را منترض كنند اوّل سلسله ای كه سارگن تأسیس نموده بود دوّم سلسله ای كه بنام سومین سلسله اور مشهور بود.

چنین احتمال می رود كه گوتی ها نیز همچون لولوبیها از اقوام آزیاتیك (آسیایی) بوده اند ، یعنی نخستین موج از مهاجرین مركز آسیا ، كه آثار بدست آمده از آنها چگونگی وضع ظاهری و ****ی این قوم را روشن می كند . بنابراین جدولی كه در شهر نیپور (1) كشف شده ، معتقد ترین و بزرگترین پادشاه گوتی ها آنری داپی زیر(2) نام داشته و قلمرو حكومت خود را وسعتی فوق العاده داده است.

آخرین پادشاه گوتی ها تیریگان ، چهل روز بیشتر سلطنت نكرده و بدست او توهگال پادشاه شهر ارخ(سومر) از پای درآمده است.

از یادداشت های تاریخی چنین برمی آید كه بعد از 125 سال دست گوتی ها از بابل كوتاه شده و پس از بازگشت این اقوام به مسكن اولیه خود یعنی منطقه زاگرس قدرت اولیه خود را احتمالاً از دست داده و با اقوام دیگر هند و ایرانی كه در آغاز هراره دوّم پیش از میلاد به منطقه فوق آمده بودند تركیب شده و ساكنین آن ناحیه را بوجود آورده اند.

پیرامون مذهب گوتی ها اسناد زیادی در بین نیست ، یكی از سلاطین گوتی ها به نام لاسیراب كتیبه ای به خط و زبان بابلی از خود به جای گذاشته و در این كتیبه از خدای گوتیوم و ایشتاروسین ، خدایان بابل در خواست كرده است كه آن كتیبه را از فساد نگهدارد .

از آثار باقیمانده چنین پیداست كه یكی از پادشاهان این قوم یعنی «لاسیراب» مقداری اسلحه نذر خدای خود كرده است و این تقلیدی از رسم كهن بین النهرین می باشد .

2- لولوبی ها

لولوبی ها یا لولوها كه آنها را اجداد لور ها نیز شمرده اند ، اقوامی بودند كه در زهاب ( كرمانشاه و شهر زور و سلیمانیه و ارومیه مسكن داشتند ، قدیمی ترین اسنادی كه در باب این طایفه در دست است یكی كتیبه نارامسین می باشد كه در حدود 2500سال پیش از میلاد نوشته شده است . بنابر این كتیبه و بنابر نظریه ژ.دمرگان پادشاه مقتدر ایلام ، شوتروك ناحونته ، { در حوالی سال 1200 پیش از میلاد این سنگ یاد بود تاریخی را ، كه در شهر سیپ پار (نزدیك بابل )بوده بدست آورده و به نشانه پیروزی خود ، آنرا به پایتخت خویش (شوش) انتقال داده و بر روی آن سنگ یادبود ، شرح این غلبه را به زبان ایلامی افزوده است . نارامسین در این سنگ شرح لشكر كشی و غلبه خود را بر اقوام لولوبی و سایر طوایف كه در اطراف دجله و دیاله مستقر بودند بیان نموده است .

سند دوّم راجع به لولوبی ها ، نقش معروف آنوبانی نی پادشاه آنهاست كه در ناحیه ز َهاب باختران واقع شده است . در این اثر مهّم تاریخی كه به ِاستل آنوبانی نی نیز معروف می باشد ، شاه در حضور الهه ایشتار كه او را بر دشمنان پیروزی بخشده است ، ایستاده و پا را بر تن دشمنی كه بر زمین افتاده نهاده است {البته طرز لباس وزینت جامه شاه و الهه بخوبی نمایان است}. این خدا نیزه ای به دست گرفته و بر آن تكیه كرده و در دست دیگر طنابی گرفته و می خواهد به گردن یكی از اسیران ببندد . اسیران هم برهنه بوده و دست هایشان را از پشت بسته اند و آنها را بوسیله حلقه ای از لبشان گذرانیده شده مثل حیوانات مهار كرده اند . ترجمه خطوط كه روی این استل نوشته شده چنین است :

« آنوبانی نی پادشاه توانا ، پادشاه لولوبی ، نقش خود و نقش الهه ایشتار را در كوه باتیر رسم كرده است ،آن كس كه این نقوش و این لوح را محو كند به نفرین و لعنت آنو ، آنوتوم ، بل ، بلیت ، رامان ، ایشتار ، سین و َشَمش گرفتار با دونسل او بر باد رواد…»

گذشته از این كتیبه ، اشاره ای كه به نام لولوبی شده در قراردادهای سلسله دوّم پادشاهان شهر اور است كه در سال 1894.م در تل براك كشف گردید و تعداد زیادی از این الواح از همان سالی است كه پادشاه اور ولایت شمیروم و لولوبی ها را غارت كرد ، این دو شهر را همیشه با هم ذكر می كنند . در رابطه با شمیروم ، لوح مشروح تری به نام لوح نیفر در دست است . با توجه به اثر فوق ، معلوم می شود پادشاه اور كه مكرر ولایت را شمیروم را ویران كرده ، اینه سین نام داشته و همین پادشاه كشور را نیز به تصرف خود در آورده است . در قصه خدای طاعون كه لوح آن كشف شده است ، نام ولایات ذیل دیده می شود‍: تاندیم ، سوماشتو ، آشورو ، الامو ، كاشو ، گوتو ، لولوبو .

حكام لولوبی ها در زمان نارامسین در تنگه قراداغ كه امروز معبر پاگان خوانده می شود و در جنوب شهر زور با سپاه بابلی جنگیدند و نارامسین آنها را به سختی شكست داد و به یادگار این پیروزی شرحی در دامنه آن تنگه حجاری نموده اند (بین راه سلیمانیه و رباط ).

4-کاسی ها

بعد از لولوبی ها و گوتی ها قوم بزرگ و مشهوری كه از منطقه كوهستان زاگرس می شناسیم « كاسی ها » می باشد . این قوم نیز همچون گوتی ها مدت چند قرن بر بین النهرین حكومت كرده و در در اوضاع آن نواحی تأثیر بسیاری داشته اند . از اسناد تاریخی چنین بر می آید كه نفوذ قوم كاسی در بابل بیش از سایر اقوام بوده است . محل استقرار اولیه این قوم پیش از مهاجرت به زاگرس احتمالاً منطقه جنوب غربی دریای خزر بوده كه در هزاره سوّم پیش از میلاد به منطقه كوهستانی زاگرس و از آنجا نیز با عبور از معابر شمال ایلام وارد بین النهرین شده اند . دانشمندان ، زبان كاسی ها را از سلسله زبان های قفقاز محسوب می دارند . یكی از دبیران بابلی فهرستی از لغات كاسی جمع كرده و روی همین اصل چنین معلوم می شود كه زبان آنها قفقازی بوده و خیلی نزدیك به زبان ایلامی ها به شمار می آمده است.

از اسناد تاریخی چنین بر می آید كه پیش از آنكه كاسی ها به بابل هجوم آوردند نام چندتن از خدایان بابل را به كار برده ولی بسیاری از نام خدایان آنها صریحاً منشاء قفقازی داشته است . از جهات بسیار ، ارتباط كاسی ها را با اقوام هند و اروپایی می توان تصدیق نمود از جمله پرستش اسب بعنوان مظهریت الهی . زیرا كه این اعتقاد ، در بابل قدیم نبود و بعد از ورود كاسی ها در آنجا متداول شده است ، از طرفی سایر قبایل هندواروپایی نیز چنین عقایدی را داشته اند . بناباین می توان گفت كه كاسی ها با قبایل اقوام " هی تیت ها " و " میتانی " نیز قبلاً در ارتباط بوده اند.
كاسی ها در حوالی سال 1896 پیش از میلاد به بابل حمله نموده ولی بابلی ها ، كاسی ها را دفع كردند ، امّا كاسی ها دست از نقشه خود بر نداشتند و از این تاریخ تا 150 سال نام كاسی ها را در الواح و اسناد بابلی می توان مشاهده كرد. بالاخره احتمالاً در سال 1749 پیش از میلاد پادشاه كاسی موسوم به گاندش به كلی دولت بابل را منقرض كرده و خود به سلطنت نشست و تا سال 1734 پیش از میلاد حكمرانی نمود. از این پادشاه كتیبه ای باقیست كه خود را وارث سلاطین بابل معرفی نموده و در مجموع تسلط كاسی ها بر بابل حدوداً 577 سال طول كشیده است .

در سال 1171 پیش از میلاد پادشاه معروف ایلام كویتر ناحونته به طرف بابل حركت نمود و آخرین پادشاه كاسی ها را مغلوب و آن دولت را منقرض كرد. بعد از این پیروزی ، كویتر ناحونته و پسرش شوتروك ناحونته به بابل دست یافته و در شهر سیپار استل لوح پیروزی نارامسین را یافته و به بابل بردند و همچنین در این پیروزی ، قانون معروف « حمورابی » نیز به دست این پدر و پسر افتاد .

حدود قلمرو كاسی ها درست روشن نشده است ، ولی احتمالاً مناطق تحت سلطه و نفوذ آنها در دوران اوج قدرتشان از كوه های زاگرس شروع شده و تا بین النهرین ادامه داشته است . ولی بعد از این كه كاسی ها در بابل از امپراتوری ایلامی ها شكست خوردند ، احتمالاً به عقب برگشته و مجدداً در مسكن اولیه خود یعنی كوههای زاگرس استقرار یافته و همچون گوتی ها با اقوام محلی ادغام شده و در نهایت ، توسط مادها قدرت سیاسی آنها از بین رفته است .

نتیجه گیری

از آنچه كه اجمالاً به آن اشاره شد ، می توان چنین استنباط نمود كه در مناطق غربی ایران پیش از آمدن مادها ، اقوامی از قبیل لولوبی ها و گوتی ها كاسی ها به صورت دولتهای كوچك شكست خورده كه با مردم محلی در آمیخته بودند ، زندگی می كردند . از طرفی در بخش غربی آنها و نواحی شرقی آسیای صغیر نیز از ابتدای قرن نهم پیش از میلاد امپراتوری بزرگ و قدرتمندی بنام اورارتوها كه پایتخت آنها وان ( توشپا ) نام داشت مطرح بودند ، اورارتوها دولت مقتدر را تشكیل داده و در بیشتر مواقع منطقه تحت سلطه و نفوذ آنها تا پیرامون دریاچه ارومیه نیز می رسید .

با توجه به آنچه كه گذشت می توان به این اشاره نمود كه فرهنگ و هنر اقوام فوق الذكر بویژه اورارتوها كه از فرهنگ و تمدن كاملاً پیشرفته ای برخوردار بودند در رشد و ایجاد هنر و فرهنگ ماد ها نقش تعیین كننده ای داشته و ماد ها چه از نظر فرهنگ و چه از لحاظ پیروزی بر علیه دشمنان خود خصوصاً آشوری ها و تشكیل امپراتوری بزرگ ، مدیون اقوام پیش از خود هستند كه در منطقه غرب ایران بویژه در منطقه زاگرس می زیسته اند . در این رهگذر « مانایی ها » كه در جنوب دریاچه ارومیه استقرار یافته بودند نسبت به ماد ها از قدمت تاریخی بیشتری برخوردار بوده و در شكل گیری هنر و فرهنگ ماد ها ، بویژه هنر معماری نقش به سزایی داشته و در جنگ ماد ها بر علیه آشوری ها نیز ، ماناها جزو متحدین مادها ، به حساب می آمدند . ماناها نیز ، همچون ماد ها شاخه ای از اقوام آریایی بوده و از لحاظ فرهنگ با مادها قرابتی داشته اند . كاوش های باستان شناسی در حسنلو ، كه توسط حاكمی و دایسون صورت گرفته است ، اطلاعات زیادی را پیرامون هنر و فرهنگ ماناها ، در اختیار باستان شناسان قرار داده است . البته طبقات فرهنگی زیادی در حسنلو ، پیرامون استقرار ها شناسایی گردیده كه از آن میان طبقه 111، از لحاظ گاه نگاری ، همزمان با مادها می باشد . بنابر این علی رغم اینكه تأثیر شدید هنر اورارتوها در سطوح مختلف ، در هنر ماناها مشاهده می شود ولی در بعضی جنبه ها بویژه هنر معماری ، مادها ، در ساختنِ آپاداناهای نوشیجان تپه ، تحت تأثیر معماریِ محلیِماناها قرار گرفته اند .



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 21 مهر 1388 :: نویسنده : علی ایتیوندی
دوشنبه 19 تیر 1396 07:58 ق.ظ
Glad to be one of the visitants on this awful internet site :D.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : علی ایتیوندی
نویسندگان
نظرسنجی
نظر خود را در باره تارنما بگویید:








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :